تبلیغات
این وبلاگ متعلق به شماست!! - گلستان سعدی 2
این وبلاگ متعلق به شماست!!
خوش آمدید

حکایت

یکی از وزرا معزول شد و به حلقه ی درویشان درآمد . اثر برکت صحبت ایشان در او

سرایت کرد و جمعیت خاطرش دست داد . ملک بار دیگر بر او دل خوش کرد و عمل

فرمود قبولش نیامد و گفت : معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.

آنان آه آنج عافیت بنشستند

دندان سگ و دهان مردم بستند

آاغذ بدریدند و قلم بشكستند

وز دست و زبان حرف گیران پرستند

ملک گفتا : هر آینه ما را خردمندی کافی باید که تدبیر مملکت را شاید . گفت : ای

ملک نشان خردمندان کافی جز آن نیست که به چنین کارها تن ندهد.

هماى بر همه مرغان از آن شرف دارد

آه استخوان خورد و جانور نیازارد

* * * *

حکایت

سیه گوش را گفتند تو را ملازمت صحبت شیر به چه وجه اختیار افتاد؟ گفت : تا فضله

ی صیدش می خورم و از شر دشمنان در پناه صولت او زندگانی می کنم . گفتندش

اکنون که به ظل حمایتش درآمدی و به شکر نعمتش اعتراف کردی چرا نزدیکتر نیایی

تا به حلقه ی خاصان درآرد و از بندگان مخلصت شمارد؟ گفت : همچنان از بطش او

ایمن نیستم.

اگر صد سال گبر آتش فروزد

اگر یك دم در او افتد بسوزد

افتد که ندیم حضرت سلطان را زر بیاید و باشد که سر برود و حم ا گفته اند ا زتلون طبع

پادشاهان برحذر باید بود که وقتی به سلامی برنجند و دیگر وقت به دشنامی خلعت

دهند و آورده اند که ظرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان.

تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار

بازى و ظرافت به ندیمان بگذار

* * * *

حکایت

یکی از رفیق ان شکایت روزگار نامساعد به نزد من آورد که کفاف اندک دارم و عیال

بسیار و طاقت فاقه نمی آرم و بارها در دلم آمد که به اقلیمی دیگر نقل کنم تا در هر

آن صورت که زندگی کرده وشد کسی را بر نیک و بد من اطلاع نباشد.

بس گرسنه خفت و آس ندانست آه آیست

بس جان به لب آمد آه بر او آس نگریست

باز از شماتت اعدا براندیشم که بطعنه در قفای من بخندند و سعی مرا در حق عیال

بر عدم مروت حمل کنند و گویند:

مبین آن : بى حمیت را آه هرگز

نخواهد دید روى نیكبختى

آه آسانى گزیند خویشتن را

زن و فرزند بگذارد بسختى

و در علم محاسبت چنا نکه معلوم است چیزی دانم و گر به جاه شما جهتی معین

شود که جمعیت خاطر باشد بقیت عمر از عهده شکر آن نعمت برون آمدن نتوانم .

گتفم : عمل پادشاه ای برادر دو طرف دارید : امید و بیم ، یعنی امید نان و بیم جان و

خلاف رای خردمندان باشد بدان امید متعرض این بیم شدن .

آس نیاید به خانه درویش

آه خراج زمین و باغ بده

یا به تشویش و غصه راضى باش

یا جگربند، پیش زاغ بنه

گفت : این مناسبت حال من نگفتی و جواب سوال من نیاوردی . نشنیده ای که هر که

خیانت ورزد پشتش از حساب بلرزد؟

راستى موجب رضاى خدا است

آس ندیدم آه گم شد از ره راست

و حکما گویند ، چار کس از چارکس به جان برنجند . حرامی از سلطان و دزد از پاسبان

و فاسق از غماز و روسپی از محتسب و آن که حساب پاک است از محاسب چه باک

است ؟

مكن فراخ روى در عمل اگر خواهى

آه وقت رفع تو باشد مجال دشمن تنگ

تو پاك باش و مدار از آس اى برادر، باك

زنند جامه ناپاك گازران بر سنگ

گفتم : حکایت آن روباه مناسب حال توست که دیدنش گریزان و بی خویشتن افتان و

خیزان . کسی گفتش چه آفت است که موجب مخافت است ؟ گفتا : شنیده ام که

شتر را بسخره می گیرند . گفت : ای سفیه شتر را با تو چه مناسبت است و تو را بدو

چه مشابهت؟ گفت : خاموش که اگر حسودان بغرض گویند شتر است و گرفتار آیم که

را غم تخلیص من دارد تا تفتیش حال من کند؟ و تا تریاق از عراق آورده شود مارگزیده

مرد بود . تو را همچنین فضل است و دیانت و تقوا و امانت اما متعنتان در کمین اند و

مدعیان گوشه نشین . اگر آنچه حسن سیرت توست بخلاف آن تقریر کنند و در معرض

خطاب پادشاه افتی در آن حالت مجال مقالت باشد پس مصلحت آن بینم که ملک

قناعت را حراست کنی و ترک ریاست گویی.

به دریا در منافع بى شمار است

اگر خواهى ، سلامت در آنار است

رفیق این سخن بشنید و بهم برآمد و رو ی از حکایت من درهم کشید و سخنهای

رنجش آمیز گفتن گرتف کین چه عقل و کفایت است و فهم و درایت ؟ قول حکما

درست آمد که گفته اند : دوستان به زندان بکار آیند که بر سفره همه دشمنان دوست

نمایند .

دوست مشمار آنكه در نعمت زند

لاف یارى و برادر خواندگى

دوست آن دانم آه گیرد دست دوست

در پریشان حالى و درماندگى

دیدم آه متغیر می شود و نصیحت به غرض می شنود . به نزدیک صاحبدیوان رفتم ،

به سابقه ی معرفتی که در میان ما بود و صورت حالش بیان کردم و اهلیت و

استحقاقش بگفتم تا به کاری مختصرش نصب کردند . چندی برین برآمد ، لطف ط بعش

را بدیدند و حس تدبیرش را بپسندیدند و کارش از آن درگذشت و به مرتبتی والاتر از آن

متمکن شد . همچنین نجم سعادتش در ترقی بود تا به اوج ارادت برسید و مقرب

حضرت و مشارالیه و معتمد علیه گشت. بر سلامت حالش شادمانی کردم و گفتم :

ز آار بسته میندیش و در شكسته مدار

آه آب چشمه حیوان درون تاریكى است

منشین ترش از گردش ایام آه صبر

تلخ است ولیكن بر شیرین دارد

در آن قربت مرا با طایفه ای یاران اتفاق افتاد . چون از زیارت مکه بازآمدم دو منزلم

استقبال کرد . ظاهر حالش را دیدم پریشان و در هیات درویشان . گفتم : چه حالت

است ؟ گفت : آن چنانکه تو گفتی طایفه ای حسد بردند و به خیانتم منسوب کردند و

ملک دام ملکه در کشف حقیقت آن استصقا نفرمود و یاران قدیم و دوستان حمیم از

کلمه ی حق خاموش شدند و صحبت دیرین فراموش کردند.

نبینى آه پیش خداوند جاه

نیایش آنان دست بر بر نهند

اگر روزگارش درآورد ز پاى

همه عالمش پاى بر سر نهند

فی الجمله به انواع عقوبت گرفتار بودم تا درین هفته که مژده ی سلامت حجاج

برسید از بند گرانم خلاص کرد و ملک موروثم خاص . گفتم : آن نوبت اشارت من قبولت

نیامد که گفتم عمل پادشاهان چون سفر دریاست خطرناک و سودمند یا گنج برگیری

یا در طلسم بمیری.

یا زر به هر دو دست آند خواجه در آنار

یا موج ، روزى افكندش مرده بر آنار

مصلحت ندیدم از این بیش ریش درونش به ملامت خراشیدن و نمک پاشیدن .بدین

کلمه اختصار کردیم .

ندانستى آه بینى بند بر پاى

چو در گوشت نیامد پند مردم ؟

دگر ره چون ندارى طاقت نیش

مكن انگشت در سوراخ آژدم

* * * *

حکایت

تنی چند از روندگان در صحبت من بودند . ظاهر ایشان به صلاح آراسته و یکی را از

بزرگان در حق این طایقه حسن ظنی بلیغ و ادراری معین کرده ، تا یکی ازینان حرکتی

کرده نه مناسب حال درویشان . ظن آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد . خواستم

تا به طریقی کفاف یاران مستخلص کنم . آهنگ خدمتش کردم ، دربانم رها نکرد و جفا

کرد و معذورش داشتم که لطیفان گفته اند :

در میر و وزیر و سلطان را

بى وسیلت مگرد پیرامن

سگ و دربان چو یافتند غریب

این گریبانش گیرد، آن دامن

چندان که مقربان حضرت آن بزرگ بر حال من وقوف یا و با اکرام دراوردند و برتر مقامی

معین کردند اما بتواضع فروتر نشستم. و گفتم :

بگذار آه بنده آمینم

تا در صف بندگان نشینم

آن بزرگمرد گفت : الله الله چه جای این گفتار است؟

گر بر سر چشم ما نشینى

بارت بكشم آه نازنینى

فی الجمله بنشستم و از هر دری سخن پیوستم تا حدیث زلت یاران در میان آمد و

گفتم :

چه جرم دید خداوند سابق الانعام

آه بنده در نظر خویش خوار مى دارد

خداى راست مسلم بزرگوارى و لطف

آه جرم بیند و نان برقرار مى دارد

حاکم این سخن عظیم بپسند ید و اسباب معاش یاران فرمود تا بر قاعده ی ماضی

مهیا دارند و موونت ایام تعطیل وفا کنند . شکر نعمت بگفتم و زمین خدمت ببوسیدم و

عذر جسارت بخواستم و در وقت برون آمدن گفتم.

چو آعبه قبله حاجت شد از دیار بعید

روند خلق به دیدارش از بسى فرسنگ

تو را تحمل امثال ما بباید آرد

آه هیچكس نزند بر درخت بى بر، سنگ

* * * *

حکایت

ملک زاده ای گنج فراوان از پدر میراث یافت . دست کرم برگشاد و داد سخاوت بداد و

نعمت بی دریغ بر سپاه و رعیت بریخت.

نیاساید مشام از طبله عود

بر آتش نه آه چون عنبر ببوید

بزرگى بایدت بخشندگى آن

آه دانه تا نیفشانى نرود

یکی از جلسای بی تدبیر نصیحتش آغاز کرد که ملوک پیشین مرین نعمت ار به سعی

اندوخته اند و برای مصلحتی نهاده ، دست ازین حرکت کوتاه کن که واقعه ها در پیش

است و دشمنان از پس ، نباید که وقت حاجت فرومانی.

اگر گنجى آنى بر عامیان بخش

رسد هر آد خدایى را برنجى

چرا نستانى از هر یك جوى سیم

آه گرد آید تو را هر وقت گنجى

ملک روی ازین سخن بهم آورد و مرو را زجر فرمود و گفت : مرا خداوند تعالی مالک این

مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم.

قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت

نوشین روان نمرد که نام نکو گذاشت





نوع مطلب : نکات و موضوعات جالب، 
برچسب ها : گلستان سعدی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1390/03/18 :: نویسنده : علی ظریف
یکشنبه 1396/06/26 ساعت 22 و 11 دقیقه و 28 ثانیه
It's actually a nice and useful piece of information. I am glad that you simply shared this helpful
info with us. Please keep us up to date like this. Thank
you for sharing.
سه شنبه 1396/05/17 ساعت 07 و 53 دقیقه و 00 ثانیه
I read this paragraph completely about the comparison of latest and earlier technologies, it's remarkable article.
سه شنبه 1396/01/22 ساعت 18 و 06 دقیقه و 50 ثانیه
Nice blog here! Also your web site loads up very fast! What web host are you using?
Can I get your affiliate link to your host?
I wish my web site loaded up as fast as yours lol
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی ظریف
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب



AsanDownload™  - The joy of downloading!